به گزارش خبرنگار فرهنگی سراج24، قریب به سی و دو سال از تاسیس شورای عالی انقلاب فرهنگی می گذرد. شورای که در ادامه فعالیت های ستاد انقلاب فرهنگی تاسیس شد. 9 آذرماه، سالروز تأسیس شورای عالی انقلاب فرهنگی است؛ نهاد مهمی که پس از وقوع انقلاب شکوهمند اسلامی ایران و به دستور امام خمینی(رضوانالله تعالی علیه)، با وظایفی مشخص و با هدف مدیریت فرهنگی جامعه و ایجاد تحوّلات بنیادین در عرصههای گوناگون فرهنگ ایجاد گردید. در نوشتار زیر به چرایی عدم اجرایی شدن مصوبات شورای عالی انقلاب فرهنگی پرداخته ایم.
مصوبات شورای عالی انقلاب فرهنگی اگرچه در حکم قانون هستنداما هیچ ضمانتی برای اجرای آنها وجود ندارد، مگر اینکه مورد تاکیدهای مکرر دلسوزان کشور قرار بگیرند. در آن صورت هم احتمال اینکه به آنها وقعی نهاده نشود، کم نیست.
درجا زدن مصوبات شورای عالی انقلاب فرهنگی در حد شعار به دلیل نداشتن پشتوانه مالی در دستگاه اجرایی در این سالها، برای شورا زیان آور بوده است. اگرچه شاید همه مصوبات نیاز به بودجه نداشته باشند، اما بازوی اجرایی شورا در صدا و سیما، سازمان تبلیغات، وزارت ارشاد و اعم نهاد های فرهنگی عملا به خاطر اجرایی کردن برخی فعالیت ها و صرف بودجه تعطیل است، چرا که هر نهاد و مجموعه ای برنامه ریزی های خود را بر اساس بودجه سالیانه تنظیم کرده و در همان آغاز ردیف بودجه تخصیصی خود را برای فعالیت های برنامه ریزی شده مشخص می کنند و چنانچه شورای عالی انقلاب فرهنگی امری تازه به به این دستگاهها محول کند، عملا بودجه ای برای آنها باقی نمی ماند.
برگزاری دیر به دیر جلسات شورا، ان هم در زمانی محدود و با حضور برخی اعضایی که شاید اعتقادی به شورا ندارند و صرفا به عنوان مشغله ای در کنار سایر مشاغل و در وجهی بوروکراتیک و اداری به آن می نگرند. حال آنکه بسیاری از اعضای شورا تحصیلات فنی و پایه دارند و این مسئله از آن جهت که شورا باید تخصصی اداره شود، قابل بحث است. شواری عالی انقلاب فرهنگی باید «انقلاب فرهنگی» را به سرانجام برساند اما خیلی از این وظیفه دور است. در دانشگاه ها مسئولیت ها وارونه است. در تمام دنیا علوم انسانی بزرگترین پایه علوم است. اما بیشتر اعضای شواری عالی انقلاب فرهنگی نیز تحصیلاتی در حوزه فنی و علوم پایه دارند٬ نه علوم انسانی.
سر اعضای شورا شلوغ است، چون حداقل این است که اعضای حقوقی آن وقت سر خواراندن هم ندارندو طبیعی است که این افراد نخواهند توانست در جلسه ای دوساعته مشکلی را حل کنند یا گره ای را بگشایند. اعضا اطلاعات کافی در مورد دستور جلسه و مصوبه ای که قرار است درباره آن صحبت کنند را ندارند. شورای عالی انقلاب فرهنگی وضعیتی نابه سامان را در این سی و پنج سال داشته است. اگرچه در برخی مقاطع تک رخدادهایی در جهت مثبت برای فرهنگ کشور اتفاق افتاده است.
ناظران معتقدند شورای عالی انقلاب فرهنگی در برخی موارد بی توجه به اقتضائات سیستم، یا دستگاههای فرهنگی مصوباتی داشته اند که با قوانین جای در تناقض یا تعارض بوده است، با منطبق بر سند چشم انداز و قوانین پایه چون قانون اساسی و برنامه های توسعه نبوده است. به همین دلیل زمانی که مبحثی در فرهنگ مطرح می شود اعضای شورا دفعتا در مورد آن تصمیم می گیرند.
در آغاز دهه 70 زمانی که رهبر انقلاب تهاجم فرهنگی را مطرح کردن، هنوز بسیاری به این امر اعتقاد قلبی نداشتند تا به حسب حضورشان در جلسات شورای عالی انقلاب فرهنگی بر اساس آن برنامه ریزی داشته باشند. وقتی خیلی از اعضا اعتقادی به تهاجم فرهنگی نداشته و ندارند، طبیعی است که تلاشی برای فعالیتهای فرهنگی در کشور نخواهند داشت و عملیات هایی در جهت دفع حمله فرهنگی دشمن صورت نخواهند داد. متاسفانه برخی از اعضای حقوقی و حقیقی شورا التزامی به این مسئله ندارند. به همین ترتیب اجماعی نیز در این مورد صورت نخواهد گرفت.
نام انقلاب برای شورای عالی انقلاب فرهنگی نیز الزامات دیگری را متوجه این شورا می کند. الزاماتی که بدیهی است در این سالها در حد و اندازه آنها ظاهر نشده است. شورای عالی انقلاب فرهنگی، آنگونه که رهبر معظّم انقلاب اسلامی، همواره بر اهمیّت و وظایف خطیر آن در حوزههای مختلف فرهنگ تأکید کردهاند مورد توجه قرار نگرفته است. «ستاد مرکزی و اصلی در جهاد ملی با بیسوادی و عقبماندگی علمی و تبعیّت فرهنگی»، «اتاق فرمان فرهنگی کشور»، «ستاد عالی فرهنگی و علمی دستگاههای کشور»، «قرارگاه فرهنگی کشور» تعابیری هستند که رهبر انقلاب در مورد شورا از آن ها استفاده کرده اند، اما آیا به راستی شورا در حد و اندازه این تعابیر عمل کرده است؟



